به گزارش «سراج24» موشک بالستیک قارهپیما به موشکهای بالستیکی گفته میشود که برد مفیدی بیش از ۵۵۰۰ کلیومتر دارند. این نوع موشکها اصولا برای شلیک بمب هستهای ساخته شده و قادر به حمل یک یا چند کلاهک هستهای هستند اما به کلاهکهای جنگی متعارف، شیمیایی یا میکروبی نیز میتوانند مسلح شوند. بیشتر موشکهای بالستیک قارهپیمای امروزی از قابلیت هدفگیری مستقل چندگانه بهرهمند هستند یعنی به چندین کلاهک مسلح میشوند که هر یک از آنها میتواند به هدف جداگانهای برخورد میکند.
انواع اولیه موشکهای بالستیک قارهپیما دقت بسیار پائینی داشتند و فقط علیه هدفهای بزرگی مثل شهرها قابل استفاده بودند و تنها امتیاز آنها قابلیت قرارگیری آنها در محل کاملاً امنی در خاک خودی بود. اما نسلهای دوم و سوم موشکهای قارهپیما به طرز قابل توجهی دقیقتر شدهاند. به طوریکه علیه کوچکترین اهداف نظامی هم قابل استفاده هستند. هرچند دقت آنها هیچگاه قابل مقایسه با بمبافکنهای استراتژیک نیست.
در این گزارش به اولین فعالیتها برای تولد موشکهای بالستیک قاره پیما اشاره شده است.
پروژه «تایتان» در ژانویه ۱۹۵۵ موازی با برنامه «اطلس» آغاز شد و نیروی هوایی از تولید آن، دو هدف عمده را دنبال می کرد. نخست، ساخت نسخه ای پشتیبان در صورت شکست پروژه «اطلس» بود و دیگری، ساخت موشکی بزرگتر از «اطلس» با برد و توان حمل محموله بیشتر بود تا به عنوان پرتابگر فضایی مورد استفاده قرار گیرد.
پروژهای در ابعاد موشک «اطلس» برای نخستین بار در آمریکا انجام می شد. کما اینکه طراحی آن به شرکت کانویر واگذار شده بود که تجربه ای در ساخت موشکهای بالستیک نداشت. این مسائل، ریسک کار را به شدت افزایش می داد و نیروی هوایی اصلا قصد نداشت در شرایطی که جهان بر لبه تیغ جنگ جهانی سوم راه میرفت، در مقابل دشمنی چون اتحاد جماهیر شوروی، ذره ای ریسک کند.
ریسک روی توسعه یا عدم توسعه اطلس؛ برنامه ای که قبل از آن، پروژه ای مشابهش وجود نداشت و در صورت شکست، دست نیروی هوایی آمریکا را در مقابل امواج بی پایان موشکهای قارهپیمای شوروی خالی می گذاشت. نیروی هوایی نه می خواست و نه اجازه داشت که بر سر بردن یا باختن جنگ جهانی سوم ریسک کند. پس غرور را کنار گذاشت و با اعطای قرارداد توسعه موشک دیگری به نام «تایتان» به شرکت گلن مارتین در ژانویه ۱۹۵۵،پروژه مذکور را موازی با اطلس کلید زد.
مورد دیگر، رقابت پر حرارت فتح فضا بود که هنوز هیچی نشده، آمریکا دو به هیچ از شوروی عقب مانده بود. (ماهواره اسپوتنیک و یوری گاگارین) در آن زمان و در گرماگرم فتح ماورای آسمانها، شرمندگی عقب ماندن در رقابت فضایی، چیزی کمتر از خجالت شکست در جنگ جهانی سوم نبود. لذا هر دو کشور پروژه های فضایی را تسریع و توسعه بخشیدند. این دلیل دوم ساخت «تایتان» بود تا بتواند ماموریتهای فضایی طولانی مدت تر، دوربردتر و با قابلیت حمل محموله های بیشتر انجام دهد.
فرایند توسعه و خدمت عملیاتی
«تایتان -۱» نخستین مدل از این خانواده بود که توسعه آن در ۱۹۵۵ آغاز و ۶ فوریه ۱۹۵۹ برای نخستین بار پرتاب شد. از فوریه ۱۹۵۹ تا ۲۹ ژانویه ۱۹۶۲ هفت مدل آزمایشی از «تایتان-۱ ای» تا «تایتان-۱ م» در کیپ کاناورال پرتاب شدند که شامل ۴ فروند اِی، ۲ فروند بی، ۵ فروند سی، ۷ فروند جی، ۲۲ فروند جِی، ۴ فروند وی و ۷ فروند ام بودند. دو موشک نیز حین پرتاب دچار سانحه شدند.
پس از معرفی «تایتان -۱» در ۱۹۵۹، نخستین فروند در ۱۹۶۱ وارد خدمت شد. اما عملیاتی بودن موشک در ۱۹۶۲ بود که ۶۲ فروند وارد خدمت شدند. همچنین در 1963، 63 فروند و در 1964، 56 فروند در خدمت بودند. فرایند بازنشستگی «تایتان -۱» اواسط ۱۹۶۵ آغاز شد و ۵ مارس همان سال برای آخرین بار پرتاب گردید. در مجموع 101 فروند ساخته شد که طی عمر سه ساله اش 53 پرتاب موفق و ۱۷ مورد شکست را تجربه کرد.
خانواده «تایتان» از چپ به راست:«تایتان-1»، «تایتان-2»، «تایتان-2 با فضاپیمای جمینی»، «تایتان-2 با موشک افزوده مرحله سوم و فضاپیمای آگِنا»
با عملیاتی شدن «تایتان-۲» در ۱۹۶۳، «اطلس» و «تایتان -۱» منسوخ شدند و در 1965 دیگر وجود نداشتند. گونه آزمایشی موشک جدید 17 پرتاب را تجربه کرد که اولی در 1961 و آخری 5 مارس 1965 بود و کلیه پرتاب ها موفق بودند. تا 20 ژانویه 1965، 54 موشک آماده شلیک به شوروی نگهداری می شدند. «تایتان-۲» نیز 106 پرتاب را تجربه کرد که 101 پرتاب موفق و ۵ مورد ناموفق بود.
این موشک علاوه بر نقش بالستیک برای مقاصد نظامی و غیر نظامی توسط ناسا استفاده شد. مشهورترین استفاده غیرنظامی، پروژه جمینی (از اواسط دهه 1960) بود و کلیه پرتابهای سرنشین دار جمینی با «تایتان-۲» انجام شد. دوازده فروند برای پرتاب کپسولهای بی سرنشین و ده فروند برای پرتابهای سرنشیندار دو نفره استفاده شدند که همگی موفق بودند.
«تایتان-۲» تا اواخر دهه ۱۹۸۰ بخشی از نیروی بازدارنده هسته ای آمریکا بود و محموله های نظامی و تجهیزات غیرنظامی به فضا می برد. ناسا کاربر«تایتان -۱» نبود. اما «تایتان-۲» از بدو ورود به - خدمت مورد استفاده ناسا قرار گرفت و سازمان ملی اقیانوسی و جوی آمریکا نیز برای پرتاب ماهواره های هواشناسی از آن استفاده کرد.
نسخه عملیاتی «تایتان -۱» در حالی که با آسانسور از سیلو خارج شده و روی بشقابک آماده پرتاب است.
اواخر دهه ۱۹۸۰، تایتانهای غیر فعالی نیز برای پرتاب فضایی استفاده شدند. یکی از آخرین پرتابها، تزریق ماهواره ای از «پروژه ماهواره های دفاع فضایی امریکا» در اکتبر ۲۰۰۳ بود. تایتان پرتابهای بسیار موفقی هم در زمینه ارسال محموله های علمی بین سیاره ای در منظومه شمسی انجام داد. ششم سپتامبر 1985 نیز در آزمایشی که کمتر کسی از آن اطلاع دارد، در قسمتی از پروژه جنگ ستارگان، یک موشک «تایتان-۲» در صحرای نیومکزیکو با لیزر مورد اصابت قرار گرفت و منهدم شد.
قرارداد پیمانکاری موشک به شرکت «گلن مارتین» اعطا شده بود که در ۱۹۵۷ با «امریکن مارتین» ادغام و «مارتین ماریتا» را به وجود آورد. سال ها بعد نیز «مارتین ماریتا» با الحاقی به «لاکهید» کمپانی عظیم «لاکهید مارتین» را خلق کرد. اطلاعی از اسامی طراحان ارشد تایتان وجود ندارد. شاید در آن زمان به دلایل امنیتی هویت شان مخفی ماند و بعد از آن هم دیگر فاش نشد.
تایتان-۱
موشک بالستیک قاره پیما یا به اختصار آس سی بی ام «تایتان -۱» نخستین موشک دو مرحله ای ساخت آمریکا بود. بدین معنی که زمان اوج گیری و رها کردن مرحله اول، پیشرانه و مخازن سوخت مرحله اول، همگی جدا می شدند. زمانی که «اطلس» در حال توسعه بود تردیدهای زیادی وجود داشت که آیا می توان در هر حال، موشک مرحله دوم را در فضا استارت زد؟
به همین دلیل «اطلس» یک و نیم مرحله ای ساخته شد. اما طراحان «گلن مارتین» به این حد از اطمینان رسیدند که موشک قادرست تحت هر شرایطی موتور مرحله دوم را در فضا استارت بزند لذا «تایتان -۱» دو مرحله ای ساخته شد. توانایی موشک در جدا کردن این جرم اضافه، قبل از احتراق مرحله دوم، بدین معنی بود که برد بسیار بیشتری به ازای هر پوند سوخت نسبت به «اطلس» دارد حتی اگر «اطلس» سوخت بیشتری نسبت بدان حمل می کرد.
مراحل بیرون امدن و شلیک تیتان۱
مرحله اول «تایتان -۱» از دو پیشرانه «اِل آر۸۷» با رانشی کلی ۱۳۳۰ کیلونیوتون و مرحله دوم از یک پیشرانه «اِل آر-۹۱» با رانش ۳۵۶ کیلونیوتن استفاده می کرد. زمان سوزش مرحله اول 140 و مرحله دوم 308 ثانیه و سوخت هر دو مرحله آرپی-۱ و اکسیژن مایع بود. آرپی-1 ، اسیدی و خورنده نیست لذا مخازن سوخت «تایتان -۱» همواره با آن پر می شدند اما مخازن اکسیژن خالی نگه داشته می شدند.
چون اکسیژن مایع، سیالی بسیار خطرناک و انفجاری در محیط های بسته مثل سیلوی موشک بود و نمی توانست برای مدت طولانی در موشک ذخیره شود. اکسیژن مایع درون مخزنی مخصوص در سایت پرتاب که مجهز به دمنده های برودتی بسیار قدرتمند بود، به صورت فوق سرد نگهداری می شد تا لحظاتی پیش از پرتاب به موشک تزریق شود.
«تایتان -۱» ۳۱ متر طول، ۳ متر قطر و وزن پرتابی معادل ۱۰۵هزار و ۱۴۰ کیلوگرم داشت. برد آن 10 هزارتا 10 هزار و 20کیلومتر بود و می توانست محموله ۱۸۰۰ کیلوگرمی وسیله ورود مجدد به جو از نوع «آو کومارک-۴» را حمل کند که بمب هیدروژنی «دبلیو-۳۸» به قدرت ۳/۷۵ مگاتن داشت و هنگام ورود به جو برای گمراه کردن پدافند دشمن، بالن های فریبنده رها می کرد.
«تایتان -۱» مثل «اطلس»های اولیه، از ترکیب هدایت اینرسی و رادیویی برای رسیدن به هدف استفاده می کرد. چون رایانه ترانزیستوری نداشت و امکان جا دادن به رایانه غول اسا درون موشک برای تحلیل داده ها وجود نداشت. به همین دلیل، ژیروسکوپ موشک پس از تخمین جهت حرکت و شتاب سنج پس از تخمین سرعت، داده ها را با امواج رادیویی به مرکز فرماندهی ارسال می کردند. مرکز فرماندهی نیز آنها را تحلیل و اطلاعات مورد نیاز برای تصحیح مسیر را توسط رادیو برای موشک ارسال می کرد.
تایتان-۲
«تایتان-۲» از دو پیشرانه «ال آر-5-870» نسخه اصلاح شده سلفش برای مرحله اول با رانشی کلی ۱۹۰۰ کیلونیوتون و پیشرانه ای نامشخص برای مرحله دوم با رانشی ۴۴۵ کیلونیوتن استفاده می کرد. زمان سوزش مرحله اول 156 و مرحله دوم 180 ثانیه بود. طی خدمت «اطلس» و «تایتان -۱» چند بار مخزن اکسیژن منفجر شد و سیلو را نابود کرد. لذا «گلن مارتین» ترکیب جدیدی از سوخت و اکسید کننده برای «تایتان-۲» تولید کرد.
خروج«تایتان-۲» با پرتاب گرم از درون سیلو. به شعله های عظیم خارج شده از زمین دقت کنید.
این موشک از سوخت و اکسید کننده فوق العاده سمی و خورنده ای استفاده می کرد. سوخت «تتراکسید دی نیتروژن» و اکسید کننده «یروزین-۵۰» بود که بر خلاف اکسیژن مایع به محفظه نگهداری برودتی یا کریوژنیک احتیاج نداشت. «اِیروزین- 50» نیز از مخلوط 50درصد «هیدرازین» و 50 درصد «یودیاِماچ» به دست می آمد. ویژگی سوخت و اکسید کننده جدید این بود که فقط در لحظه تماسی با هم مشتعل می شدند اما ایرادشان نیز سمی و خورندگی بسیار شدیدشان بود که آنها به مراتب مهلک تر از بمبهای شیمیایی می کرد.
«تایتان-۲» درون سیلو
«تایتان-۲» ۳۲ متر طول، ۳ متر قطر و وزن پرتابی معادل ۱۵۴ تن داشت. برد آن ۱۵ هزار کیلومتر بود و می توانست محموله ای به وزن ۳/۶ تن حمل کند. با اختراع ترانزیستور و کوچک شدن رایانه ها، سامانه هدایت اینرسی «تایتان-۲» نیز کاملا مستقل از دریافت فرامین از مرکز کنترل شد.
شیوه پرتاب
سایت های پرتاب موشک فقط در صورتی می توانستند شلیک کنند که از طرف ستاد مشترک ارتش آمریکا و مستقیما از طرف شخص رییس ستاد مشترک که بالاترین مقام نظامی پس از رییس جمهور بود، دستور و کدهای فعال سازی موشک و کلاهک اتمی را دریافت کنند. رییس ستاد مشترک نیز از رئیس جمهور دستور می گرفت و در واقع، این رئیس جمهور بود که کدهای فعال سازی کلاهکهای اتمی را در اختیار داشت. پس از دستور وی، نهایتا ظرف یک ساعت موشک شلیک می شد.
دفترچه حاوی کدهای محرمانه جهت شلیک موشک
در قلب مرکز فرماندهی سیلو، دو تن از فرماندهان، هر یک سوییچ فعال سازی مخصوص به خود داشتند. بعد از اینکه کدهای مخصوصی از رییس ستاد دریافت و وارد رایانه ها شد، هر دو فرمانده سوییچهای خود را در محلهای خاصی فرو برده و همزمان دکمه های شلیک را می زنند. محل قرارگیری یک سوییچ و دکمه، با سوییچ و دکمه دیگر فاصله داشت و یک نفر نمی توانست به تنهایی هر دو را فعال و دو دکمه پرتاب را همزمان فشار دهد. روشی ابتکاری که امریکایی ها برای ممانعت از آغاز سهوی جنگ جهانی سوم توسط یک دیوانه انتخاب کرده بودند!
آخرین «تایتان-۲» پرتاب شده ملقب به «تایتان آیوی بی»
مراحل دریافت کدهای فعال سازی بدین ترتیب بود که پس از رسیدن پیام حاوی دستور و سری نخست کدهای فعال سازی، با توجه به پیام، کلیدهای موجود چک می شد تا صحت دستور تایید شود. کلیدها پس از خروج از جعبه وارد یک تلفن شماره گیر معمولی می شدند. پس از کلید زدن به تلفن و انجام چک لیست های مربوطه، تلفن دیگری جهت تایید دستور پرتاب زنگ می خورد.
پس از تایید پیام، با همین کلیدها جعبه دیگری باز می شد که سوییچهای مربوط به شروع عملیات در آن قرار داشت. سپس مراحل زیر صورت میگرفت:A) موشک ناپایدار شود. B) چک. A) برنامه پرواز اجرا شود. B) چک.B) کدهای آنلاین وارد شد. A) شنیدم و اجرا می کنم.A) سویچ روشن شود. B) شنیدم و اجرا می کنم. در این لحظه یکی از دو تلفن برای تایید کد نهایی زنگ می خورد و پس از تایید، دریچه سیلو باز شده و موشک پرتاب می شد.
خدمه از هدف هیچ اطلاعی نداشتند و فقط طبق دستور شلیک می کردند. افراد دفتر فرماندهی نیز که با سامانه های تمام خودکار، پرتاب را انجام می دادند شامل دو درجه دار و دو افسر بودند.
سیلوهای پرتاب
تایتان - ۱ و ۲ از سیلوهای بتونی بسیار مستحکم در زیر زمین پرتاب میشدند. تایتان-۱ ابتدا در سیلوهای پایگاه هوایی واندربرگ و سپس در غالب شش اسکادران در کلرادو، آیداهو، کالیفرنیا، واشنگتن و داکوتای جنوبی مستقر شد. هر اسکادران سه سایت پرتاب زیرزمینی داشت که از آرایش ۳*۳ پیروی می کردند. بدین معنی که ۳ سایت وجود داشت و هر کدام ۳ موشک داشت و حاصلضرب یعنی ۹ تعداد کل موشکهای اسکادران را نشان میداد. کل موشکهای آماده پرتاب ۵۴ فروند بودند با ذکر این نکته که هر اسکادران یک موشک ذخیره هم داشت لذا مجموعاً ۶۰ فروند در خدمت بود.
برای اولین بار در آمریکا پایگاه های زیر زمینی پرتاب «تایتان -۱» به شکل شهرهای زیرزمینی ساخته شدند. این پناهگاه ها به حدی وسیع بودند که هر کدام می توانست همه چیز لازم برای پرتاب مثل خدمه، سامانه های پشتیبان و حفظ حیات، مجتمع های کنترل، نیروگاه و سه سیلو دارای سه موشک آماده پرتاب را در خود نگه دارد. چنین پایگاه های عظیمی، بسیار گران و پیچیده بودند و نخستین مراکز زیر زمینی نیروی هوایی محسوب می شدند.
پروسه سوخت گیری «تایتان -۱» ۱۵ دقیقه زمان میبرد و سپس لازم بود تا آسانسوری بزرگ و قدرتمند که موشک روی آن به بشقابک های سینی پرتاب متصل بود، تایتان را تا سطح زمین آورده و شلیک کند. ایرادی که در «تایتان -۲» رفع شد. این روشی آماده سازی، بسیار زمان بر بود. در حالیکه در جنگ هسته ای، صدم های ثانیه نیز سرنوشت بودند. همین موضوع باعث شد که «اطلس»، «تایتان -۱» و همتای روسی شان «آر-7» اثرگذاری اندکی داشته باشند.
آسیب پذیری سیلوهای «تایتان -۱» از ناحیه حملات اتمی بود. البته نه به خاطر موج یا ضربه انفجار، چون سیلوهای بتونی در مقابل شدیدترین انفجارها نیز مقاوم بودند. خطر از این جهت بود که چون سامانه هدایت موشک، مبتنی بر دریافت لحظه ای اطلاعات تصحیح مسیر از مرکز پرتاب بود، انفجار اتمی با پرتاب پالس های الکترومغناطیسی، فرستنده رادیویی پایگاه را که اطلاعات برای موشک می فرستادند از کار بیندازد و موشکها را در فضا سردرگم کند. چون سامانه اینرسی مستقلی هنوز ساخته نشده بود.
پیکربندی «تایتان-۲» فرق می کرد. هر اسکادران ۹ موشک در اختیار داشت که در آرایش 9*1قرار داشتند. بدین معنی که هر اسکادران دارای ۹ پایگاه زیر زمینی بود و هر کدام یک موشک داشتند. «تایتان-۲» درون سیلو فعال می شد و با پیشرانه های روشن و غرشی سهمگین از دل زمین خارج می شد. از لحظه فشار دادن دکمه تا پرتاب حداکثر ۶۰ ثانیه طول می کشید که در قیاس با سلفش ۱۵ برابر سریع تر بود.
حوادث سیلوهای تایتان-۲
گهگاه حوادثی در سیلوهای «تایتان-2» رخ می داد که منجر به صدمات شدید و کشته شدن خدمه می گردید. آگوست ۱۹۶۵ در یک سیلوی پرتاب، ۵۳ نفر از خدمه پایگاه در حالیکه مایع هیدرولیک موشک را تزریق می کردند دچار اتش سوزی شده و همگی کشته شدند.
موشک های سوخت مایع همیشه مستعد نشت سوخت از مخازنشان هستند. 24 آگوست 1987 در سیلوی دیگری، سوخت سمی و کشنده «تایتان-۲» نشت کرد و منجر به مرگ یک درجه دار شد. در سانحه دیگری یک موشک دچار نشتی شد اما بلافاصله خدمه از سیلو خارج و آنجا را مهر موم کردند. کسی کشته نشد ولی چند روز بعد یکی از انها به دلیل استنشاق بخار سوخت درگذشت.
سپتامبر ۱۹۸۰ در سیلوی دیگری، برخورد آچار یک تکنسین به مخزن سوخت، آن را سوراخ کرد و انفجار بسیار شدیدی اتفاق افتاد. شدت انفجار به حدی بود که کلاهک۸ هزارپاندی را از سر موشک کند و چند صد متر دورتر پرتاب کرد.
از اواسط 1960 تا اواسط 1980، 54 فروند «تایتان-2» به همراه رقم باورنکردنی ۱۰۰۰مینوتمن در وضعیت عملیاتی نگهداری می شدند. اما از اواخر ۱۹۸۰ با موشک سوخت جامد «پِیس کیپِر» جایگزین شدند. پس از خروج از خدمت نیز تقریبا تمام آنها به عنوان پرتابگر فضایی بهسازی و استفاده شدند.
هزینه های بالای استفاده از «هیدرازین» و «تترا اکسید دی نیتروژن» به همراه مراقبتهای ویژه ای که به خاطر سمی بودن آنها نیاز بود، دست به دست هم دادند و «تایتان-۲» را هم بازنشسته کرد. «تایتان آی وی بی» که از حوزه بحث ما خارج است آخرین موشک این خانواده بود که ۱۹ اکتبر ۲۰۰۵ پرتاب گردید و یک ماهواره تصویربرداری را به مدار تزریق کرد و برای همیشه بازنشسته شد.
0نظر